الشيخ رسول جعفريان

88

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

سال 1366 در روزنامه‌ها اعلام كردند كه ايرانىها قصد انتقال كعبه به شهر قم را داشتند . افزون بر اينها ، در رسالهء حاضر ، چندين حديث جعلى آمده است كه ساختهء قرن دهم هجرى بوده و نشان مىدهد كه دامنهء جعل حديث تا كجا ادامه يافته است . از مجموع آنچه در اين كتاب آمده است ، چنين بدست مىآيد كه مؤلف تنها بر آن بوده تا رساله‌اى تبليغاتى و از اساس و پايه دروغ براى فريب عوام اهل سنت بنويسد و آنان را به كشتن شيعيان تحريك نمايد . با اين همه ، بايد گفت كه اين رساله مىتواند گوشه‌اى از ادبيات رايج ضد شيعى را در تسنن موجود در شرق و غرب ايران را نشان دهد . رسالهء حاضر در چهار باب به نام چهار خليفه تنظيم شده است . باب اول در بيان ديدگاه‌هاى مذهبى دولت صفوى و در اصل مذهب اماميه در آن روزگار . باب دوم دربارهء جنگ سلطان عثمانى با صفويان و فضيلت جهاد با آن‌ها . باب سوم در بيان اقوال شاه اسماعيل و اعتقادات صفويان درباره شاه اسماعيل . باب چهارم در بيان اقوال و افعال شيخ حيدر و شيخ جنيد ، پدر و جد شاه اسماعيل . مؤلف رساله نويسنده خود را حسين بن عبد الله شروانى معرفى كرده است . شمس الدين سامى در قاموس الاعلام از وى كتاب حاضر ياد كرده و نوشته است كه وى سيادت صفويه را در رسالهء احكام الدينية انكار كرده است . « 1 » در نسخه‌اى كه در اختيار ما بود و متن حاضر را بر اساس آن چاپ كرديم ، چيزى در اين باره نيامده است . بروكلمان نسخه‌اى از آن را معرفى كرده ، « 2 » و كحاله نيز به نقل از بروكلمان ، نامش را در كتاب خود آورده است . « 3 » نكتهء مهم آن است كه ميرزا مخدوم شريفى ، در تلخيصى كه براى نواقض الروافض خود نوشته و نسخه‌اى از آن در اختيار علامهء محقق استاد سيد محمد على روضاتى - زيد عزّه - قرار دارد ، از اين رساله ياد كرده و مطالبى از آن دربارهء شاه طهماسب نقل كرده است . آنچه از رسالهء حاضر بدست مىآيد آن است كه وى شروانى - نه شيروانى - بوده و پس از روى كار آمدن صفويان و تصرّف آن نواحى توسط شاه اسماعيل ، به سرزمين عثمانى گريخته است . وى نوشتهء حاضر را در شهر ماردين تأليف كرده و در اين رساله يادآور شده است كه رساله‌اى هم با عنوان رسالهء عدليه نوشته است . زندگى وى بايد در دورهء ميانى قرن

--> ( 1 ) . سامى ، شمس الدين ، قاموس الاعلام ، ج 4 ، ص 2854 ( 2 ) . بروكلمان ، ذيل تاريخ الادب العربى ، ج 2 ، ص 507 ( 3 ) . كحاله ، معجم المؤلفين ، ج 4 ، ص 24